باریدن — to rain
baridan
A common Persian verb meaning “to rain.”
- Past stem
- بارید
- Present stem
- بار
Conjugation examples
- خواهیم بارید
- خواهم بارید
- خواهید بارید
- خواهی بارید
- خواهند بارید
- خواهد بارید
- ببارید
- ببار
- میباریدیم
- میباریدم
- میباریدید
- میباریدی
- میباریدند
- میبارید
- باریده
- باریده بودیم
- باریده بودم
- باریده بودید