بیمار شدن — to fall ill
bimaar shdn
to fall ill
- Past stem
- بیمار شد
- Present stem
- بیمار شو
Conjugation examples
- خواهیم بیمار شد
- خواهم بیمار شد
- خواهید بیمار شد
- خواهی بیمار شد
- خواهند بیمار شد
- خواهد بیمار شد
- بیمار بشوید
- بیمار بشو
- بیمار میشدیم
- بیمار میشدم
- بیمار میشدید
- بیمار میشدی
- بیمار میشدند
- بیمار میشد
- بیمار شده
- بیمار شده بودیم
- بیمار شده بودم
- بیمار شده بودید