دور شدن — to get distant
door shdn
to get distant
- Past stem
- دور شد
- Present stem
- دور شو
Conjugation examples
- خواهیم دور شد
- خواهم دور شد
- خواهید دور شد
- خواهی دور شد
- خواهند دور شد
- خواهد دور شد
- دور بشوید
- دور بشو
- دور میشدیم
- دور میشدم
- دور میشدید
- دور میشدی
- دور میشدند
- دور میشد
- دور شده
- دور شده بودیم
- دور شده بودم
- دور شده بودید