درمان شدن — to be cured
drmaan shdn
to be cured
- Past stem
- درمان شد
- Present stem
- درمان شو
Conjugation examples
- خواهیم درمان شد
- خواهم درمان شد
- خواهید درمان شد
- خواهی درمان شد
- خواهند درمان شد
- خواهد درمان شد
- درمان بشوید
- درمان بشو
- درمان میشدیم
- درمان میشدم
- درمان میشدید
- درمان میشدی
- درمان میشدند
- درمان میشد
- درمان شده
- درمان شده بودیم
- درمان شده بودم
- درمان شده بودید