قبول شدن — to pass (exam)
ghbool shdn
to pass (exam)
- Past stem
- قبول شد
- Present stem
- قبول شو
Conjugation examples
- خواهیم قبول شد
- خواهم قبول شد
- خواهید قبول شد
- خواهی قبول شد
- خواهند قبول شد
- خواهد قبول شد
- قبول بشوید
- قبول بشو
- قبول میشدیم
- قبول میشدم
- قبول میشدید
- قبول میشدی
- قبول میشدند
- قبول میشد
- قبول شده
- قبول شده بودیم
- قبول شده بودم
- قبول شده بودید