حواله کردن — to remit / transfer money
hooaale krdn
to remit / transfer money
- Past stem
- حواله کرد
- Present stem
- حواله کن
Conjugation examples
- خواهیم حواله کرد
- خواهم حواله کرد
- خواهید حواله کرد
- خواهی حواله کرد
- خواهند حواله کرد
- خواهد حواله کرد
- حواله بکنید
- حواله بکن
- حواله میکردیم
- حواله میکردم
- حواله میکردید
- حواله میکردی
- حواله میکردند
- حواله میکرد
- حواله کرده
- حواله کرده بودیم
- حواله کرده بودم
- حواله کرده بودید