جارو کردن — to sweep / vacuum
jaaroo krdn
to sweep / vacuum
- Past stem
- جارو کرد
- Present stem
- جارو کن
Conjugation examples
- خواهیم جارو کرد
- خواهم جارو کرد
- خواهید جارو کرد
- خواهی جارو کرد
- خواهند جارو کرد
- خواهد جارو کرد
- جارو بکنید
- جارو بکن
- جارو میکردیم
- جارو میکردم
- جارو میکردید
- جارو میکردی
- جارو میکردند
- جارو میکرد
- جارو کرده
- جارو کرده بودیم
- جارو کرده بودم
- جارو کرده بودید