خراب کردن — to destroy / break
khraab krdn
to destroy / break
- Past stem
- خراب کرد
- Present stem
- خراب کن
Conjugation examples
- خواهیم خراب کرد
- خواهم خراب کرد
- خواهید خراب کرد
- خواهی خراب کرد
- خواهند خراب کرد
- خواهد خراب کرد
- خراب بکنید
- خراب بکن
- خراب میکردیم
- خراب میکردم
- خراب میکردید
- خراب میکردی
- خراب میکردند
- خراب میکرد
- خراب کرده
- خراب کرده بودیم
- خراب کرده بودم
- خراب کرده بودید