متولد شدن — to be born
mtoold shdn
to be born
- Past stem
- متولد شد
- Present stem
- متولد شو
Conjugation examples
- خواهیم متولد شد
- خواهم متولد شد
- خواهید متولد شد
- خواهی متولد شد
- خواهند متولد شد
- خواهد متولد شد
- متولد بشوید
- متولد بشو
- متولد میشدیم
- متولد میشدم
- متولد میشدید
- متولد میشدی
- متولد میشدند
- متولد میشد
- متولد شده
- متولد شده بودیم
- متولد شده بودم
- متولد شده بودید