پیر شدن — to grow old
pir shdn
to grow old
- Past stem
- پیر شد
- Present stem
- پیر شو
Conjugation examples
- خواهیم پیر شد
- خواهم پیر شد
- خواهید پیر شد
- خواهی پیر شد
- خواهند پیر شد
- خواهد پیر شد
- پیر بشوید
- پیر بشو
- پیر میشدیم
- پیر میشدم
- پیر میشدید
- پیر میشدی
- پیر میشدند
- پیر میشد
- پیر شده
- پیر شده بودیم
- پیر شده بودم
- پیر شده بودید