رانندگی کردن — to drive
raanndgi krdn
to drive
- Past stem
- رانندگی کرد
- Present stem
- رانندگی کن
Conjugation examples
- خواهیم رانندگی کرد
- خواهم رانندگی کرد
- خواهید رانندگی کرد
- خواهی رانندگی کرد
- خواهند رانندگی کرد
- خواهد رانندگی کرد
- رانندگی بکنید
- رانندگی بکن
- رانندگی میکردیم
- رانندگی میکردم
- رانندگی میکردید
- رانندگی میکردی
- رانندگی میکردند
- رانندگی میکرد
- رانندگی کرده
- رانندگی کرده بودیم
- رانندگی کرده بودم
- رانندگی کرده بودید