عرق کردن — to sweat
rgh krdn
to sweat
- Past stem
- عرق کرد
- Present stem
- عرق کن
Conjugation examples
- خواهیم عرق کرد
- خواهم عرق کرد
- خواهید عرق کرد
- خواهی عرق کرد
- خواهند عرق کرد
- خواهد عرق کرد
- عرق بکنید
- عرق بکن
- عرق میکردیم
- عرق میکردم
- عرق میکردید
- عرق میکردی
- عرق میکردند
- عرق میکرد
- عرق کرده
- عرق کرده بودیم
- عرق کرده بودم
- عرق کرده بودید