رنج بردن — to suffer
rnj brdn
to suffer
- Past stem
- رنج برد
- Present stem
- رنج بر
Conjugation examples
- خواهیم رنج برد
- خواهم رنج برد
- خواهید رنج برد
- خواهی رنج برد
- خواهند رنج برد
- خواهد رنج برد
- رنج ببرید
- رنج ببر
- رنج میبردیم
- رنج میبردم
- رنج میبردید
- رنج میبردی
- رنج میبردند
- رنج میبرد
- رنج برده
- رنج برده بودیم
- رنج برده بودم
- رنج برده بودید