رتبهبندی کردن — to rank
rtbhbndi krdn
to rank
- Past stem
- رتبهبندی کرد
- Present stem
- رتبهبندی کن
Conjugation examples
- خواهیم رتبهبندی کرد
- خواهم رتبهبندی کرد
- خواهید رتبهبندی کرد
- خواهی رتبهبندی کرد
- خواهند رتبهبندی کرد
- خواهد رتبهبندی کرد
- رتبهبندی بکنید
- رتبهبندی بکن
- رتبهبندی میکردیم
- رتبهبندی میکردم
- رتبهبندی میکردید
- رتبهبندی میکردی
- رتبهبندی میکردند
- رتبهبندی میکرد
- رتبهبندی کرده
- رتبهبندی کرده بودیم
- رتبهبندی کرده بودم
- رتبهبندی کرده بودید