تحمل کردن — to tolerate / endure
thml krdn
to tolerate / endure
- Past stem
- تحمل کرد
- Present stem
- تحمل کن
Conjugation examples
- خواهیم تحمل کرد
- خواهم تحمل کرد
- خواهید تحمل کرد
- خواهی تحمل کرد
- خواهند تحمل کرد
- خواهد تحمل کرد
- تحمل بکنید
- تحمل بکن
- تحمل میکردیم
- تحمل میکردم
- تحمل میکردید
- تحمل میکردی
- تحمل میکردند
- تحمل میکرد
- تحمل کرده
- تحمل کرده بودیم
- تحمل کرده بودم
- تحمل کرده بودید