Persian Verb Conjugation

تعریف کردن — to define / narrate

trif krdn

to define / narrate

Past stem
تعریف کرد
Present stem
تعریف کن

Conjugation examples

  • خواهیم تعریف کرد
  • خواهم تعریف کرد
  • خواهید تعریف کرد
  • خواهی تعریف کرد
  • خواهند تعریف کرد
  • خواهد تعریف کرد
  • تعریف بکنید
  • تعریف بکن
  • تعریف می‌کردیم
  • تعریف می‌کردم
  • تعریف می‌کردید
  • تعریف می‌کردی
  • تعریف می‌کردند
  • تعریف می‌کرد
  • تعریف کرده
  • تعریف کرده بودیم
  • تعریف کرده بودم
  • تعریف کرده بودید