تعریف کردن — to define / narrate
trif krdn
to define / narrate
- Past stem
- تعریف کرد
- Present stem
- تعریف کن
Conjugation examples
- خواهیم تعریف کرد
- خواهم تعریف کرد
- خواهید تعریف کرد
- خواهی تعریف کرد
- خواهند تعریف کرد
- خواهد تعریف کرد
- تعریف بکنید
- تعریف بکن
- تعریف میکردیم
- تعریف میکردم
- تعریف میکردید
- تعریف میکردی
- تعریف میکردند
- تعریف میکرد
- تعریف کرده
- تعریف کرده بودیم
- تعریف کرده بودم
- تعریف کرده بودید