ورشکست شدن — to go bankrupt
vrshkst shdn
to go bankrupt
- Past stem
- ورشکست شد
- Present stem
- ورشکست شو
Conjugation examples
- خواهیم ورشکست شد
- خواهم ورشکست شد
- خواهید ورشکست شد
- خواهی ورشکست شد
- خواهند ورشکست شد
- خواهد ورشکست شد
- ورشکست بشوید
- ورشکست بشو
- ورشکست میشدیم
- ورشکست میشدم
- ورشکست میشدید
- ورشکست میشدی
- ورشکست میشدند
- ورشکست میشد
- ورشکست شده
- ورشکست شده بودیم
- ورشکست شده بودم
- ورشکست شده بودید