زدن — to hit
zadan
A common Persian verb meaning “to hit.”
- Past stem
- زد
- Present stem
- زن
Conjugation examples
- خواهیم زد
- خواهم زد
- خواهید زد
- خواهی زد
- خواهند زد
- خواهد زد
- بزنید
- بزن
- میزدیم
- میزدم
- میزدید
- میزدی
- میزدند
- میزد
- زده
- زده بودیم
- زده بودم
- زده بودید